خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۱۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روشنگر آیینه دلها دم صبح استاین روح نهان در نفس مریم صبح است
۲
خورشید جهانتاب کز او لعل شود سنگاز پرتو روشن گهری خاتم صبح است
۳
آن را که دل از زنگ سیه چون دل شب نیستهر دم که برآرد ز جگر چون دم صبح است
۴
چون قامت خود راست نماید علم صبحگیسوی شب شک فشان پرچم صبح است
صفحهٔ ۱ از ۴