خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۱۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرگرم تمنای تو فارغ ز گزندستمجنون ترا دانه زنجیر سپندست
۲
با خانه به دوشان چه کند خانه خرابی؟ایمن بود از سیل زمینی که بلندست
۳
آنجا که غزال تو کند سرکشی آغازیک حلقه ز پیچ و خم صیاد، کمندست
۴
بی ریزش باران دل مستان نگشایداز ابر خورد آب، دماغی که بلندست
صفحهٔ ۱ از ۴