شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۱۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
این هستی باطل چو شرر محض نمودستیک چشم زدن ره ز عدم تا به وجودست
۲
کیفیت طاعت مطلب از سر هشیارمینای تهی بیخبر از ذوق سجودست
۳
خامی است امید ثمر از نخل تمنابگذار که این هیزم تر مایه دودست
۴
زخمی که نه ناسور بود رخنه مرگ استداغی که ندارد نمکی چشم حسودست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth