خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۱۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیچیدن سر از دو جهان افسر عشق استبرخاستن از جان، علم لشکر عشق است
۲
گلگونه رخسار گهر گرد یتیمی استخواری و غریبی پدر و مادر عشق است
۳
گر دفتر عقل است ز جمعیت اوراقاز هر دو جهان فرد شدن دفتر عشق است
۴
تنها نگرفته است همین روی زمین راچون بیضه فلک در ته بال و پر عشق است
صفحهٔ ۱ از ۳