خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۱۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
درد تو به دلهای سبکروح گران استتبخال بر آن لب گره رشته جان است
۲
در وصل دل از هجر فزون دل نگران استآوارگی تیر در آغوش کمان است
۳
بر خاطر آزاده من دست گهربارچون دست تهی بر دل محتاج گران است
۴
از دل نبرد شوق وطن عزت غربتدر صلب گهر آب همان قطره زنان است
صفحهٔ ۱ از ۳