خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۱۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لعل تو ز روشن گهری جان جهان استتبخال بر آن لعل، سراپرده جان است
۲
برق رخ گلگون ترا دل خس و خارستمهتاب بناگوش ترا صبر کتان است
۳
بر صفحه رخسار تو آن خال معنبرموری است که دردست سلیمان زمان است
۴
در چشم تر من ز خیال خط سبزتهر گوشه پریزاد دگر بال فشان است
صفحهٔ ۱ از ۳