شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۱۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشمی که نظرباز به آن طاق دو ابروستدایم دو دل از عشق چو شاهین ترازوست
۲
بی نرگس گویا، به سخن لب نگشاییمما را طرف حرف همین چشم سخنگوست
۳
بس خون که کند در دل مرغان چمن زاداین حسن خداداد که با آن گل خودروست
۴
در پرده بینایی من نقش دویی نیستهر داغ پلنگم به نظر دیده آهوست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth