خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۱۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در روی زمین یک سر پر شور نمانده استته جرعه ای از کاسه منصور نمانده است
۲
زنگار گرفته است دل اهل جهان رادر آینه هیچ نظر نور نمانده است
۳
زان مصر حلاوت که شکر بود غبارشامروز به جز نقش پی مور نمانده است
۴
پیمانه ارباب تنعم شده لبریزآوازه ای از کاسه فغفور نمانده است
صفحهٔ ۱ از ۲