شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۱۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زان خرمن گل حاصل ما دامن چیده استزان سیب ذقن قسمت ما دست گزیده است
۲
ما را ز شب وصل چه حاصل، که تو از نازتا باز کنی بند قبا، صبح دمیده است
۳
چون خضر شود سبز به هر جا که نهد پایهر سوخته جانی که عقیق تو مکیده است
۴
شد عمر و نشد سیر دل ما ز تپیدناین قطره خون از سر تیغ که چکیده است؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth