شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۱۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رخسار تو روز سیه ریش ندیده استزلف سیهت مفلسی دل نکشیده است
۲
بر برگ گلت گرد کسادی ننشسته استدنبال خریدار، نگاهت ندویده است
۳
ابروی تو پیوسته به خوبی گذرانده استچشم تو خمار می گلگون نکشیده است
۴
تلخی ندامت نچشیده است دهانتدندان تأسف لب لعلت نگزیده است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth