خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۱۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر نخل مصیبت علم راهنمایی استهر نوحه ازین قافله آواز درایی است
۲
دست تو اگر نیست نگارین ز علایقاین عقده هستی گره بند قبایی است
۳
تا در پی دنیای خسیس است دل تودل نیست در آغوش ترا، کاهربایی است
۴
هر چیز ز دنیای دنی رو به تو آردمغرور مشو، کز پی تنبیه، قفایی است
صفحهٔ ۱ از ۳