شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۱۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی روی تو چشم از همه خوبان نتوان بستیوسف چو نباشد در کنعان نتوان بست
۲
تا بوی گلی سلسله جنبان نسیم استبر ما ره آمد شد بستان نتوان بست
۳
هر چند که چون دل گهری رفته ز دستمتهمت به سر زلف پریشان نتوان بست
۴
امروز که دست ستم ناز درازستبر سینه ره کاوش مژگان نتوان بست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth