خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۱۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی دادرس آن کس که فغان چون جرسش هستخاموش نگردد ز فغان تا نفسش هست
۲
چون رشته محال است کند راست نفس راآن دانه گوهر که گره پیش و پسش هست
۳
آن کس که کسش نیست، کس اوست خداوندبیکس بود آن کس که درین خانه کسش هست
۴
غافل نشود یک نفس از بال رساندنهر مرغ که امید نجات از قفسش هست
صفحهٔ ۱ از ۲