شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۱۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خام است شرابی که در او غلغله ای هستپوچ است زمینی که در او زلزله ای هست
۲
گل می شکفد از مژه خار مغیلانتا در قدم گرمروان آبله ای هست
۳
با گل همه شب دست و گریبان وصال استچون خار کسی را که زبان گله ای هست
۴
چون معنی بیتیم یکی، از ره معنیدر صورت اگر ما و ترا فاصله ای هست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth