خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۱۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در نقطه خاک است نهان، گر خبری هستدر پرده این گرد یتیمی گهری هست
۲
ابلیس ز آدم قد افراخته ای دیدغافل که درین پای علم، تاجوری هست
۳
جز رخنه دل نیست، اگر راه شناسیگرزان که درین خانه تاریک، دری هست
۴
در هر شرری دوزخ نقدی است مهیاایمن نتوان شد، ز خودی تا اثری هست
صفحهٔ ۱ از ۳