خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۱۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در خاک وطن چند توان ره به عصا رفت؟کو وادی غربت که توان رو به قفا رفت
۲
از بس قدح تلخ مکافات کشیدماز خاطر من دغدغه روز جزا رفت
۳
خضر ره ارباب طلب، عزم درست استآواره شد آن کس که پی راهنما رفت
۴
تا چند توان دست دعا داشت بر افلاک؟این زور در ایام که بر دست دعا رفت؟
صفحهٔ ۱ از ۲