شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۲۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دولت روزگار درگذرستپرتو آفتاب دربدرست
۲
شمع بالین این گرانخوابانبی بقا چون ستاره سحرست
۳
گرچه دل می برد جدا هر یکمی و مهتاب، شیر با شکرست
۴
روی خوش، لفظ و بوی خوش معنی استمعنی از لفظ دلپذیرترست
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth