خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۲۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صدق، روشنگر ضمیر من استصبح روشن ضمیر، پیر من است
۲
موری از من نمی شود پامالکف دست دعا سریر من است
۳
نیستم امت تن آرایانخلق خوش جامه حریر من است
۴
دولت افتاده است در قدممپر و بال هما حصیر من است
صفحهٔ ۱ از ۲