خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۲۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
موج سراب دنیا، شمشیر آبدارستآبش لعاب افعی، خارش زبان مارست
۲
خمیازه نشاط است گلهای خنده رویشسر جوش باده او ته جرعه خمارست
۳
تاجش به دیده عقل کیلی است عمرپیماتختش به چشم عبرت کرسی زیر دارست
۴
چون کوه پایدارست درد گران رکابشعمر سبک عنانش چون برق در گذارست
صفحهٔ ۱ از ۳