شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۲۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از وصل صدف گهر گریزان استبر حسن غریب، خانه زندان است
۲
خلوت طلب است حسن سنگین دلاز شش جهت حرم بیابان است
۳
زآنهاکه گذشت بر سر مجنونبید مجنون هنوز لرزان است
۴
در سینه پر ز ناوک من، دلشیری است که خفته در نیستان است
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth