شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۲۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زیر بال است پناهی که مراستشمع بالین بود آهی که مراست
۲
کیست با من طرف جنگ شود؟اشک و آه است سپاهی که مراست
۳
آه سرد و نفس سوخته استصبح عید و شب ماهی که مراست
۴
در سفر بار رفیقان نشومدل بود توشه راهی که مراست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth