شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۲۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به داغ عشق نباشد مرا جگر محتاجبه آفتاب ز خامی بود ثمر محتاج
۲
ببر به جای دگر روی گرم خود خورشید!که نیست سوخته ما به این شرر محتاج
۳
بس است چهره زرین، خزانه عاشقکه آفتاب نباشد به سیم و زر محتاج
۴
هزار شکر که این غنچه خود به خود وا شدنشد چو گل به هواداری سحر محتاج
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth