خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۲۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لب پیاله گزیدی سر از خمار مپیچگلی ز شاخ شکستی قدم زخار مپیچ
۲
حریف خنده دریاکشان نخواهی شدچو موجهای شلاین به هر کنار مپیچ
۳
چه گوهری ز کفش رفته است می داندبه چوب تاک مگویید همچو مار مپیچ
۴
مگوی راز نهان را به دل که رسوایی استمیانه گل کاغذ زر شرار مپیچ
صفحهٔ ۱ از ۲