خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۸۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مه ما نیست منور تو مگر چرخ درآییز تو پرماه شود چرخ چو بر چرخ برآیی
۲
کی بود چرخ و ثریا که بشاید قدمت راو اگر نیز بشاید ز تو یابند سزایی
۳
همه بیخدمت و رشوت رسد از لطف تو خلعتنه عدم بود من و ما که بدادی من و مایی
۴
ز من و ماست که جانی بگشادهست دکانیو اگر نه به چه بازو کشد او قوس خدایی
صفحهٔ ۱ از ۴