خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۲۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خرده انجم ندارد رونقی در کوی صبحمهره خورشید شایسته است بر بازوی صبح
۲
گرچه می آید چو طفلان بوی شیرش از دهانشکرستان می شود عالم ز گفت و گوی صبح
۳
صادقان را می رسد از عالم بالا مددمی دهد از اشک انجم، چرخ شست و شوی صبح
۴
در حریم پاکبازان بی وضو رفتن خطاستتا نشویی دست از دنیا، مرو در کوی صبح
صفحهٔ ۱ از ۴