شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۲۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر نه از فتنه ایام خبر دارد صبحاز چه بر دوش ز خورشید سپر دارد صبح؟
۲
حزم چون هست، چه حاجت به سلاح دگرست؟زره از دیده بیدار به بر دارد صبح
۳
مغز بی پرده اش آشفته تر از دستارستاز کدامین قدح این نشأه به سر دارد صبح؟
۴
چون گل از جای خود آغوش گشا می خیزدقد موزون که در مد نظر دارد صبح؟
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth