خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۲۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نکشیدیم شرابی به رخ تازه صبحسینه ای چاک نکردیم به اندازه صبح
۲
عیش امروز علاج غم فردا نکندمستی شب ندهد سود به خمیازه صبح
۳
هر سری را نکشد دار فنا در آغوشسر خورشید سزد شمسه دروازه صبح
۴
نکند طول امل چاره کوتاهی عمرنشود تار نفس رشته شیرازه صبح
صفحهٔ ۱ از ۲