خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۲۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می زند موج پریزاد، صنمخانه صبحفیض موجی است سبکسیر ز پیمانه صبح
۲
می شود زود چو خورشید چراغش روشنهر که جایی نرود غیر در خانه صبح
۳
تخم اشکی بفشان، خوشه آهی برچینمگذر بیخبر از مزرع بی دانه صبح
۴
در محیطی که منم کشتی دریایی اوکف خشکی است نصیب لب دیوانه صبح
صفحهٔ ۱ از ۴