خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۳۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زان پیش کآفتاب بگیرد گلوی صبحروی خود از می شفقی کن چو روی صبح
۲
زان پیش کز غبار نفس بی صفا شودلبریز کن سبوی خود از آب جوی صبح
۳
خورشید چشم آب دهد از نظاره اشچون شبنم آن که چشم گشاید به روی صبح
۴
در چشم منکران قیامت نمونه ای استاز جوی شیر گلشن فردوس، جوی صبح
صفحهٔ ۱ از ۳