شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۳۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا بر لب تو افتاد چشم ستاره صبحشد آب از خجالت قند دوباره صبح
۲
از سرمه دل شب روشن شود چراغشهر کس ز خواب خیزد پیش از ستاره صبح
۳
تا آتشین نکرده است از آفتاب پستانآبی به روی خود زن ای شیرخواره صبح
۴
نقد حیات خود را صرف پری رخان کنکز وصل آفتاب است عمر دوباره صبح
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth