شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۳۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دردمندی کرد بر من شربت دیدار تلخقند باشد در دهان مردم بیمار تلخ
۲
می کشد از لطف عاشق تلخی زهر عتابباده شیرین بود در مشرب خمار تلخ
۳
تلختر باشد رهین منت سوزن شدنبر تهی پایان بود هر چند زخم خار تلخ
۴
کام هر کس را که از اقبال شیرین کرد چرخچشم تا بر هم زنی می سازد از ادبار تلخ
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth