شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۳۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر دو هفته بود چهره گلستان سرخمدام از می لعلی است روی جانان سرخ
۲
جهانیان همه گردن کشیده اند از دورشود به خون که تا دست و تیغ جانان سرخ
۳
نشان صافی شست است این که چشمش رانشد ز ریختن خون خدنگ مژگان سرخ
۴
ز خون بی گنهان است آنقدر سیرابکه دست می شود از دامنش چو مرجان سرخ
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth