شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۳۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مکن ز باده لعلی لب چو مرجان سرخز پشت دست ندامت مساز دندان سرخ
۲
ز غوطه ای که به خون زد خدنگ، دانستمکه عاقبت رگ گردن کند گریبان سرخ
۳
مجوی روزی بی خون دل ز خوان سپهرکه شد به خون شفق نان مهر تابان سرخ
۴
به گریه سایل اگر روی خود کند رنگینازان به است که گردد به ابر احسان سرخ
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth