شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۳۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خال موزون است هر جا بر رخ دلبر فتادهیچ جا بیجا نباشد هر که نیک اختر فتاد
۲
زود می شد محو تبخال از لب چون لعل اواز کباب ما مگر اشکی بر این اخگر فتاد؟
۳
نقش شیرین را چو محمل سر به صحرا داده ایمشور ما صد پرده از فرهاد شیرین تر فتاد
۴
چشم زخمی دامگاه عشق را در کار هستچون قفس پهلوی ما سهل است اگر لاغر فتاد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth