خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۳۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جنبش مژگان حضور از دیده و دل می بردچشم بسمل لذت از دیدار قاتل می برد
۲
شکر قطع راه، عارف را کند بیدارترغافلان را خواب در دامان منزل می برد
۳
در دل شب دزد را جرأت یکی گردد هزارخال او در پرده خط بیشتر دل می برد
۴
می شود لطف خدا افتادگان را دستگیرخار و خس را موجه دریا به ساحل می برد
صفحهٔ ۱ از ۳