خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۳۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بوسه چون محروم از آن لبهای خندان بگذرد؟مور ما چون تلخکام از شکرستان بگذرد؟
۲
می رساند رشته نسبت به آن زلف درازچشم من چون از سر خواب پریشان بگذرد؟
۳
طوق هستی بر گرفت از گردنم داغ جنونمهر چون طالع شود صبح از گریبان بگذرد
۴
خاک می مالد به لب تیغش زننگ خون منآه اگر این حرف در بزم شهیدان بگذرد
صفحهٔ ۱ از ۳