خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۳۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چاره دل عقل پر تدبیر نتوانست کردخضر این ویرانه را تعمیر نتوانست کرد
۲
در کنار خاک عمر ما به خون خوردن گذشتمادر بیمهر خون را شیر نتوانست کرد
۳
راز ما از پرده دل عاقبت بیرون فتادغنچه بوی خویش را تسخیر نتوانست کرد
۴
گرچه خط داد سخن در مصحف روی تو دادنقطه خال ترا تفسیر نتوانست کرد
صفحهٔ ۱ از ۳