شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۳۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر که رو زین خلق ناهموار در دیوار کردسنگلاخ دهر را بر خویشتن هموار کرد
۲
شد عبیر جامه یوسف غبار دیده اشهر که چشم خویش را از گریه چون دستار کرد
۳
چون عقیق از دل سیاهی خون خود را می خورددر تلاش نام هر کس خویش را هموار کرد
۴
زیر دست و تیغ قاتل حیرت قربانیانزود خواهد خضر را از زندگی بیزار کرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth