شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۳۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر که در دنیای فانی زاد عقبی جمع کردقسمت امروز خورد و دل ز فردا جمع کرد
۲
پایکوبان می شود ز آوازه طبل رحیلخویش را پیش از سفر چون راه پیما جمع کرد
۳
مجمر از تسخیر بوی عود و عنبر عاجزستچون تواند آسمان بال و پر ما جمع کرد؟
۴
غوطه زد در چشمه خورشید تا وا کرد چشمهر که چون شبنم درین گلزار خود را جمع کرد
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth