شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۳۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل در آن زلف کمندانداز خود را جمع کردکبک من در چنگل شهباز خود را جمع کرد
۲
از قفس بال و پر ما را گشادی گر نشداینقدر شد کز پی پرواز خود را جمع کرد
۳
بوی گل شد زیر چندین پرده رسوای جهاندر دل صدپاره ام چون راز خود را جمع کرد؟
۴
غنچه شو کزآفت گلچین سر خود را رهاندهر گلی کز بیم دست انداز خود را جمع کرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth