خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۸۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صنما چنان لطیفی که به جان ما درآییصنما به حق لطفت که میان ما درآیی
۲
تو جهان پاک داری نه وطن به خاک داریچه شود اگر زمانی به جهان ما درآیی
۳
تو لطیف و بینشانی ز نهانها نهانیبفروزد این نهانم چو نهان ما درآیی
۴
چو تو راست ای سلیمان همگی زبان مرغانتو به لب چه شهد بخشی چو زبان ما درآیی
صفحهٔ ۱ از ۲