خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۸۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو نماز شام هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نوحه و فغانی
۲
چو وضو ز اشک سازم بود آتشین نمازمدر مسجدم بسوزد چو بدو رسد اذانی
۳
رخ قبلهام کجا شد که نماز من قضا شدز قضا رسد هماره به من و تو امتحانی
۴
عجبا نماز مستان تو بگو درست هست آنکه نداند او زمانی نشناسد او مکانی
صفحهٔ ۱ از ۴