شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۳۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ذوق رسوایی مرا بیزار نام و ننگ کردلذت آوارگی بر من زمین را تنگ کرد
۲
نیست آسان سینه روشن کردن از گرد ملالصبح دم را باخت تا آیینه را بی زنگ کرد
۳
اشک تلخی در بساطش ماند از برگ حیاتهر که چون گل زندگانی صرف آب و رنگ کرد
۴
کوه را برق تجلی در فلاخن می نهدکوهکن چون صورت شیرین رقم بر سنگ کرد؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth