خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۳۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که چون آب روان آیینه خود ساده کردسرو را چون بندگان در پیش خود استاده کرد
۲
کی به گرد من رسد مجنون، که کوه و دشت رادور باش وحشت من از غزالان ساده کرد
۳
نغمه رنگین نبرد از جای خود زهاد راگرچه خم را پایکوبان نشأه این باده کرد
۴
شد به چشمم توتیا گرد یتیمی تا محیطاز صدف گهواره در یتیم آماده کرد
صفحهٔ ۱ از ۳