خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۳۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آب حیوان دید لعلت را و ایمان تازه کرداز دهان موج بیتابانه صد خمیازه کرد
۲
از پریشان گردی گلشن زهم پاشیده بوددام، اوراق پر و بال مرا شیرازه کرد
۳
خنده شادی چه می جویی درین ماتم سرا؟گل تمامی عمر خود را صرف یک خمیازه کرد
۴
شرکت فیض شهادت بر نتابد رشک عشقکشتن پرویز داغ کوهکن را تازه کرد
صفحهٔ ۱ از ۲