خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۳۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ناله نی بند بندم را زهم بیگانه کرداین صفیر آتشین جان مرا پروانه کرد
۲
تا قیامت جوهر تیغ زبانها می شودعشق چون فرهاد و مجنون هر که را افسانه کرد
۳
پیش آن لبها که نی در ناخن شکر شکستبهر جوی شیر نتوان گریه طفلانه کرد
۴
عشق تا برد از سرم بیرون غرور عقل راجبهه ام را سنگ صندل سای هر بتخانه کرد
صفحهٔ ۱ از ۳