خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۳۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیده چون تاب صفای آن بناگوش آورد؟شبنمی چون خرمن گل را در آغوش آورد؟
۲
در گلستانی که شمشاد تو آید در خرامبهر سرو از طوق قمری حلقه گوش آورد
۳
چشم ما بازیچه هر روی آتشناک نیستدیگ در یارا مگر خورشید در جوش آورد
۴
موج اگر گاهی به ساحل می کشاند خویش رامی کشد میدان که دریا را در آغوش آورد
صفحهٔ ۱ از ۲