خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۳۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می برون زان چهره شاداب گل می آورداز زمین پاک بیرون آب گل می آورد
۲
چون کتان تاب وصالم نیست، ورنه بی طلببهر جیب و دامنم مهتاب گل می آورد
۳
باده را موقوف فصل گل مکن کز خرمیهر قدر باید شراب ناب گل می آورد
۴
می شود روشن چراغ خاکساران عاقبتبر مزار بیکسان مهتاب گل می آورد
صفحهٔ ۱ از ۳