خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۳۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خون ما را چرخ عاجزکش به دست زور خوردمغز ما را گردش سیاره همچون مور خورد
۲
بی نیاز از آب خضرم، عمر درویشی دراز!کاسه در یوزه ام چندین سر فغفور خورد
۳
عیش در زیر فلک با تنگ چشمان مشکل استشهد نتوان در میان خانه زنبور خورد
۴
آرزو هر ذره جسمم را به صحرایی فکندآفت گستاخی موسی به کوه طور خورد
صفحهٔ ۱ از ۳