خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۳۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یار ما در پرده شب باده تنها می خوردسازگارش باد یارب گرچه بی ما می خورد
۲
سبز نتواند شد از خجلت میان مردمانهر که آب زندگی چون خضر تنها می خورد
۳
بوالهوس را زان لب شیرین نظر بر نشأه نیستاین شکم پرور برای نقل صهبا می خورد!
۴
سیر چشمی در بساط عالم ایجاد نیسترشته را گوهر، گهر را رشته اینجا می خورد
صفحهٔ ۱ از ۲